برگ چهل و چهارم
سلام دختر قشنگم .
امروز پنجمین سالگرد ازدواج منو بابائیه ... و تو قشنگ ترین هدیه خدا ، با ارزشترین مهمان امسال جشنمون هستی ...
امیدوارم سالیان سال در کنار هم این روز رو جشن بگیریم ... الهی آمین![]()
![]()
عزیزکم ، فردا پنج ماه شما تموم میشه ... امروز داشتم به سال گذشته این موقع فکر میکردم که تو توو شکم
مامانی بودی ...چقدر زود گذشت ... چه روزایی رو با هم سپری کردیم ...شکر خدا صحیح و سالم به دنیا
اومدی ... به عکسات از روز تولدت نگاه میکردم ،چقدر بزرگ و خانم شدی دخترم ....انشالا همیشه
سالم باشی عشقم.
دخترم دیگه کم کم داره بهار و عید میرسه ... اولین عید ،سه تایی، کنار سفره هفت سین ....واااااااای.
خیلی دلم میخواد یه خونه تکونی حسابی بکنم ولی مگه شما میزاری ؟ همیشه میگی پیشت بشینم ،یا
باهات بازی کنم ...
حتی نرسیدم خرید عیدم رو بکنم ولی واسه شما لباس عیدت رو خریدم مامانی ...
نازنین مامان ، با اون دستای کوچولوت و دل پاکت دعا کن تو این سال جدید همه مریضا شفا پیدا کنن ![]()
...همه آدما به آرزوهاشون برسن
... هر کی منتظر نینی هست خدا دامنش رو سبز کنه
و هر کی هم تو
راهی داره بارش رو صحیح و سالم زمین بذاره
....دعا کن خدا به مامان این قدرت رو بده که بتونم یه خواهری
یا داداشی واسه تو بیارم
.....




برگ چهل و چهارم 

